خرید بک لینک

عيد در قرنطينه

به خاطر كرونا مجيوريم عيد رو بمونيم توي خونه. كل دو هفته رو

تا يه حدي ش قابل تحمله. حتي تا يه حدي ش فرصتيه كه هيچوقت نداشتم. شايد مدتهاست من توي خونه بيكار نبودم و حالا هستم. شايد مدتهاست نتونستم باهاتون درست حسابي بازي كنم اما حالا ميتونم. مدتهاست نشده يه دل سير بخوابم اما الان تا دلت بخواد ميشه. اما بيش از حدش اعصاب همه مونو خرد كرده. از جمعه هفته پيش كه اسباب كشي كرديم و اومديم خونه جديد تا الان، ده روز ميشه كه پارميس از خونه بيرون نرفته. پرگل هم تا جمعه يعني يه هفته بيرون نرفته بود اما جمعه براش تولد سورپرايزي گرفتيم و مجبور شديم يه ساعتي بفرستيمش بيرون. اين تو خونه موندن اونم تو اين هواي دل انگيز بهاري و بارون و رعد و برق و هواي تر و تازه، داره همه مون رو افسرده ميكنه. شما هي نق ميزنين و بابا هم كه از اسباب كشي و كاراي بعدش هنوز خسته ست و الانم هرروز هشت ساعت كشيك درمانگاه داره اعصابش خرد ميشه و هي درگيري پيش مياد. منم اين وسط مي مونم بين شما.

برچسب: نویسنده: نیکان رضایی تاريخ: يکشنبه 18 مرداد 1405 ساعت: 5:50

صفحه بندی